
تنهایی... انتظار... بودنی که حال منو خوب نمیکنه... و باز تنهاییتو این لوپ گیر افتادمو هر چی بیشتر تلاش میکنم، اوضاع بدتر میشه!دیگه داره یادم میره کی بودمو چی دوست داشتم!دیگه داره برام غریبه میشه اون دختر افسانه ای که انرژی مثبت و حس سرزندگی ش به همه می رسید...الان میفهمم چرا زمان قدیم به خانم های متاهل میگفتن "ضعیفه"چقدر سخته در این دوره زمونه، با ریشه های فرهنگی ایران باستان زندگی کردن!کاش میشد عمق منظورم ازین حرف رو همه متوجه بشنزندگی قطعاً شیرین تر میشد... حداقل برای من و امثال من!من میخوا...
ادامه مطلب